داستان معجزه عشق و دوست داشتن…
by ins2012
No viewable for this post
داستان معجزه عشق و دوست داشتن مردی صبح از خواب بیدار شد و با همسرش صبحانه خورد و لباسش را پوشید و برای رفتن به کار آماده شد. هنگامی که وارد اتاقش شد تا کلیدهایش را بردارد، گرد و غبار زیادی روی میز و صفحه تلویزیون دید! به آرامی خارج شد و به همسرش گفت:View Full Page…