فقط غم باورم کرد و رفیق…
by ins2012
No viewable for this post
فقط غم باورم کرد و رفیق و همدمم شد عکس نوشته فقط غم باورم کرد کد تریال لایسنس همیار نود 32 و رفیق…
by ins2012
No viewable for this post
فقط غم باورم کرد و رفیق و همدمم شد عکس نوشته فقط غم باورم کرد کد تریال لایسنس همیار نود 32 و رفیق…
by ins2012
No viewable for this post
تو که نیستی گره های هندز فریم وا نمیشه تو که نیستی سرِ چسب نواری پیدا نمیشه بی تو نسخه ی ضعیفِ منو می بینن همه دستِ من حریفِ شیشه ی مربا نمیشه تو که نیستی اول صبح عینکم گم میشه تو که نیستی شوخی هام سوءتفاهم میشه من یه جوری از نبودن تو غمگینمView Full Page…
by ins2012
No viewable for this post
و تمـــام تـــن مـــــن، دلتنگـــــ تمـــام تـــــن توستـــ… عکس فونتجو نوشته و تمـــام تـــن مـــــن دلتنگـــــ تمـــام…
by ins2012
No viewable for this post
*خانه* خانه همان جایی است که نان داد بابا،غذا داد مامان آغوشِ اتصالمان آجرهای خانه اند آشوبِ در انتظارمان رفتار بچهگانه اند خانه بوی عشق میدهد،بوی غذا و بوی عید خانه همیشه تکیه گاه ست گرم و نرم،انگاری یه تکه بهشت خانه مهم نیست کجاست بالا و پایین کجاست؟ خانه ای که هر خشتش عشقView Full Page…
by ins2012
No viewable for this post
دلم میخواست هم جنست باشم، دانلودینا بفهممت اشک باشم برقصمت لب باشم بخندمت مرز باشم بگردمت میترسم بگم نشه…
by ins2012
No viewable for this post
نازکم، نازک تر از شیشه ولی دِر ایشکَفم بشکَفم تازه تی دست سنگه امرا، ایشکُفم برشی از روزگار نو شعر گیلکی شاعر نام آشنای گیلان زنده یاد استاد محمد فارسی عکس نوشته نازکم نازک تر از شیشه ولی…
by ins2012
No viewable for this post
می خواهی از این کلبه ی تارم بروی این گونه غریب, از کنارم بروی یک لقمه ی نان هست که با هم بخوریم امشب به خدا نمی گذارم بروی عکس نوشته می خواهی از این ارزی کلبه ی…
by ins2012
No viewable for this post
ابی: ولی چیزی که متوجه تیک ابزار نمیشی شاید نمی تونی متوجه بشی اینه که به خطر انداختن جونت برای چیزی که بهش اعتقاد داری یه موهبته،نه یه نفرین
by ins2012
No viewable for this post
از دور دست تکان میدهد مرا به خویش میخواند یا نصر بلاگ بدرود را علامتی میفرستد؟ دیگر نمیخواهم بدانم دانستن دردناکترین مرحله حیات است عکس نوشته از دور دست تکان می دهد…
by ins2012
No viewable for this post
به_قلم ؛مهدی ابراهیم پورعزیزی ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ دلتنگ عصر بلاگ ترم مثل همیشه در غروب پنجشنبه ای دیگر وقتی بغض های بی امانم، در هجوم غصه ها می شکند و زبان از واژه ها تهی می گردد ، آنجاکه بی قراری اشک ها قصه می شود پشت سکوت نشسته درهجوم ضجه های بی صدا… آنView Full Page…