تو که نیستی گره های هندز…
by ins2012
تو که نیستی گره های هندز فریم وا نمیشه
تو که نیستی سرِ چسب نواری پیدا نمیشه
بی تو نسخه ی ضعیفِ منو می بینن همه
دستِ من حریفِ شیشه ی مربا نمیشه
تو که نیستی اول صبح عینکم گم میشه
تو که نیستی شوخی هام سوءتفاهم میشه
من یه جوری از نبودن تو غمگینم که
خودِ غم باهام رقابت کنه دوم میشه
تو که نیستی همه ی دنیا روی اعصاب منه
انگاری نور بالای ماشینِ پُشتی روشنه
انگاری یه مژه افتاده باشه توی چشام
انگاری کفشِ جدیدم داره پامو میزنه
انگاری که سرد و گرم میشه همش آب حموم
انگار استخون ماهی گیر کرده تو گلوم
انگار انگشت کوچیکم خورده به پایه ی مبل
انگاری یه بخشِ پاهامو لیمو بلاگ نپوشونده پتوم
من یه بچه ام که توی یارکشی تنها مونده
دانش آموزی که مشقاش تو خونه جا مونده
منم اون که قبلِ یه قرارِ کاری مهم
یهو می بینه اطو پیرهنشو سوزونده





