مرا به میخانه ببر و باده نوشانم

by ins2012

مرا به سوی میخانه رهنمون شو و جام باده به دستم ده. جام‌ها را از وجود خودت سرشار کن و مرا مست خطاب مکن.

مرا به میخانه ببر و باده نوشانم

شراب وصال تو را جرعه‌جرعه می‌نوشم، زیرا شور و مستی من نه از باده، بلکه از عمق وجود خودم سرچشمه می‌گیرد.

باده را مریز، چرا که این سینه از عشق تو لبریز است. از عشق سخن مگو، زیرا این حکایت، دل‌ها را خون سایت موزیک می‌کند.

مرا از خودی خود رها کن و راهی به سوی خویشتنم بگشا. با یک نگاه، هزاران آه را بر دل من بنشان.

اگر مست و سرمست هستم، این سرمستی از توست. مرا به سوی خود فراخوان، که هنوز دل‌بسته و پابند تو هستم…

Send this article to your social site