در تاریکی بگذارید بمیرم
by ins2012
بگذارید در تاریکی بمیرم، در این ظلمت عمیق، جامهای شادی سرمستی بیشتری را به ارمغان میآورند. در این تاریکی، زهر تردیدها شیرینتر از عسل به نظر میرسند. بگذارید در تاریکی بمیرم.

روزی خواهد آمد که ناامیدی وجودمان را فرا میگیرد. آن روز، ساعتهای ما دیگر قادر به سنجش فاصله میان پرواز و فرود یک مرغابی نخواهند بود و تقویمهایمان نیز نخواهند توانست زمان تبدیل غوره به انگور را سایت تفریحی و سرگرمی نشان دهند.
زمانی فرا میرسد که ذهنمان از درک ترکهای یک انار عاجز میشود و دستانمان توانایی اندازهگیری فاصله میان بید مجنون و جویبار را از دست میدهند.
Back to: « گوشه پنهان میشوم، رد که شدی…
Forward to:





