ما از تبار پنجره بودیم ما…
by ins2012
ما از تبار پنجره بودیم
ما از تبار پنجره ماندیم
یک عمر آه کشیدیم و مُردیم
در حسرت کبوتر چاهی…
تفسیر با هوش مصنوعی
این شعر از نسلی میگوید که آرزومند و چشمانتظار بودند، گویی پنجرهای رو به امید. آنها تمام عمر با حسرت و آه سپری کردند و به خواستههایشان نرسیدند، مانند کبوتر چاهی که همیشه دور از دسترس بود و آرزویی دستنیافتنی باقی ماند.
عکس نوشته ما از خرید نود 32 تبار پنجره بودیم ما…
Back to: « دلت که گرفت در من قدم…
Forward to: بر تاب نشسته ام استخوانی از… »





