تو را که صدا می زنم…

by ins2012

تو را که صدا می زنم؛
مهتاب می شود
پرنده می خواند
شب شکوفه می زند
و قارچ های‌ِ اندوه می خشکند

به تو که فکر می کنم
ماه طلوع می کند
بهار می شود …
و بر ردّ قدم هایت بنفشه می روید

Send this article to your social site