خوش آمدی ای ضیافت رنگ و…

by ins2012

خوش آمدی، ای ضیافتِ رنگ

و ناگهان، تو از راه رسیدی.
بی‌خبر نه،
که جهان، مشتاقانه چشم‌به‌راهِ قدم‌هایت بود.
خوش آمدی، ای پاییز!

آمدی و درختان،
سخاوتمندترینِ عاشقان شدند؛
تمامِ هستیِ سبزشان را
به شرابی از طلا و ارغوان بدل کردند
و به خاک پیشکش نمودند.

هر برگ که می‌افتد،
تبریکی‌ست که از آسمان فرود می‌آید.
هر برگ،
سِکّه‌ای رنگین است در جشنی که تو برپا کرده‌ای.

باد، در کوچه‌های جنگل می‌پیچد و جار می‌زند:
“پادشاهِ فصل‌ها از راه رسید!”
و زمین،
باشکوه‌ترین فرشِ گوهرافشانش را
زیرِ گام‌های تو پهن کرده است.

فرا رسیدنت مبارک،
ای فصلِ شاعر،
ای لحظه‌ی نابِ دگرگونی.
بگذار در این ضیافتِ بی‌همتای رنگ،
روحمان را تازه کنیم
و از این همه زیباییِ بی‌دریغ،
نفس بکشیم.

Send this article to your social site